چ ۱۹ اسفند ۱۳۸۸
دل خوشی
این روزها، در کنار همه ی موارد بدی که توی جامعه وجود داره و آدم رو دل زده می کنه، دل خوشی هایی وجود داره که شاید بعضی هاشون کوچیک به نظر برسند، اما من با همین دل خوشی ها، هر روز کلی انرژی و روحیه می گیرم و از زندگیم لذت می برم.
از دل خوشی های بزرگم مثلاً اینه که روزهایی که میام دانشگاه و آزاده شرکته، منتظرم هر چه زودتر موقع ناهار بشه که برم شرکت و آزاده رو ببینم و نیم ساعتی رو کنار هم باشیم، یا عصر بشه و فرصت کنم برم شرکت و دور هم با بچه ها میوه بخوریم! یا مثلاً روزهایی که دانشگاه ام و آزاده خونه، زودتر شب بشه که برم خونه و کنار هم باشیم.
یه دل خوشی که شاید کوچیک به نظر بیاد و البته یکی از دلایلیه که این مطلب رو می نویسم، اتفاقات و دیدارهای توی دانشکده است که کلی بهم انرژي و روحیه میده و یاد دوران لیسانس و دور هم بودن های دائمی با بچه ها میفتم. مثلاً چند وقت پیش، از آزمایشگاه رفتم بیرون که برم آب معدنی بخرم. از در آزمایشگاه خارج شدم و توی راهروی سمت راست پیچیدم. رسیدم جلوی آزمایشگاه دکتر میرعمادی. احمد منصوری رو دیدم و وایسادیم به خوش و بش. ۱۰ دقیقه ای اونجا بودم. بعد رفتم به سمت آسانسور. از جلوی در آزمایشگاه دکتر حسابی رد شدم. امین و( فکر کنم) مازیار رو دیدم. چند دقیقه ای هم اونجا مشغول خوش و بش بودم. بعد توی راه پله ها، علی شریف رو دیدم. بعد پژمان رو دیدم. بعد حسین تاجیک. هی همینطوری آشنا دیدم و وایسادم به حرف زدن. فکر کنم حداقل نیم ساعت گذشته بود و من هنوز از دانشکده که بیرون نرفته بودم هیچی، از طبقه ی ۷ هم خارج نشده بودم! آخر سر هم برگشتم آزمایشگاه و یادم رفت برم آب معدنی بخرم!
واقعاً این دل خوشی ها عجب به موقع می رسند …
|
ی ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
لعنت
موضوع مبتذل و در ِ پیت: طرف امشب با زنش می خوابه، یه کم می گذره از یه زن دیگه خوشش می آد، زنش رو ول می کنه می ره با نفر جدید، زنش هم می ره با یه پسر جوون تر از خودش می خوابه. یه کم می گذره، دوباره بر می گردن سر زندگیشون و یه مدتی با هم زندگی می کنن، همون زمانی که با هم هستن، دوباره دلشون هوایی می شه و دوباره می رن توی فاز خوابیدن با دیگران. اون دیگران هم هی دلشون با یکی دیگه می ره و هی با یکی دیگه می خوابن و دوباره دلشون هوای همون زن و شوهر اول قصه رو می کنه. بچه های این زن و شوهر مبتذل هم همین بساط رو دارند و هی از یکی دیگه خوششون می آد و با غیر از همسرشون می خوابن و هی همینطور این دور باطل ادامه پیدا می کنه.
سکانس ها: یه موضوع کوچیک و خیلی ساده، حداقل سه چهار قسمت! طول می کشه. هر سکانس هم دو تا جمله توش گفته می شه و ۵ دقیقه همدیگه رو نگاه می کنن!
دوبله: تهوع آور! نه صدای درست و حسابی دارن، نه بلدن حرف بزنن. فقط روخونی می کنن از روی متن
موسیقی متن: دو تا آهنگ کلاً وجود داره. یکی در صحنه های عاطفی پخش می شه و اون یکی که مثلاً هیجان داره، در سایر صحنه های فیلم! اصلاً هم لزومی نداره که اون صحنه هیجان داشته باشه
کشور سازنده ی فیلم: کلمبیا! دیگه در پیت تر از این نبود
نحوه ی تماشای فیلم: هر چند شب یک بار که سر به منزل پدر و مادر گرامی می زنین، می تونین سر ِ شام، کمتر از ۵ دقیقه از فیلم رو ببینین و تمامی اتفاقات رخ داده در سه چهار قسمت گذشته رو متوجه بشین!
خوش آمدید به شبکه ی فارسی وان، سریال «ویکتوریا»!
————————————————-
پانوشت ۱: وقتی صدای دوبلرها یا موسیقی متن این فیلم رو می شنوم، دلم می خواد بالا بیارم روی تلویزیون یا با یه چیزی بزنم شیشه ی تلویزیون رو خرد کنم!
پانوشت ۲: اینهمه پول و امکانات داریم، اونقدر مزخرف از صدا و سیما پخش می کنیم که مردم برن سراغ این مبتذلی جات!
|
ی ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
از عشق سخن باید گفت
«از عشق سخن باید گفت
همیشه از عشق سخن باید گفت.
می گوید: عشق، ترجیع بندی ست که هیچ رجعتی در آن نیست.
می گوید: تکرار نامکرّر است.
بی عشق، خانه حقیر است، محلّه خاموش است، شهر افسرده است، فضا تنگ است، دنیا تاریک. بی عشق، در هیچ سنگری سربازی نیست، در هیچ نبردی، فتحی.
دوست داشتن خوب است، عشق، امّا، عالی ست.
دوست داشتن آرامش است، عشق غوغاست.
دوست داشتن دریاست
عشق، آتشفشان همیشه زنده ی روح.
بی عشق، جهان قبرستانی ست همه قبرهایش خالی خالی؛ باغی بوته هایش درخت هایش همه خشکیده و پژمرده.
بی عشق، چشمه بی آب است.
قلب، بدون راز …»
———————————————————————————–
پانوشت ۱: ابتدای فصل چهارم از کتاب چهارم مجموعه ی «آتش بدون دود»: «واقعیتهای پُرخون»، نوشته ی «نادر ابراهیمی»
پانوشت ۲: اونقدر از این مجموعه داستان خوشم اومده و دوست پیدا کردمش! که دیشب به جای انجام پروژه، سه ساعت نشستم و بیشتر از نصف کتاب چهارم رو خوندم.
|
ش ۱۵ اسفند ۱۳۸۸
تلاش های آخر
دارم آخرین تلاش هام رو انجام می دم که آخرین پروژه ی آخرین واحد درسی (به غیر از پایان نامه) در کل دوران تحصیلم رو انجام بدم. امیدوارم توی دوره ی دکترا، مجبور نباشم واحد بردارم و باز کلاس و تمرین و امتحان رو تحمل کنم.
دوره ی کارشناسی (حداقل ۸ ترم از ۱۰ ترمش) رو تا جایی که تونستم پیچوندم. یعنی هر چی فکر می کنم، یادم نمیاد که تا ترم ۶، من واقعا چه غلطی داشتم می کردم! البته از خوش گذرونی هام اصلا پشیمون نیستم. ترم ۷ و ۸، یه کمی اومدم توی باغ و تازه شروع کردم به سرعت واحدهام رو پاس کردم، که دیگه حداکثر ۱۰ ترمه تموم بشه. اما وقتی وارد دوره ی کارشناسی ارشد شدم، واقعا ناراحت شدم از این که هیچ تلاشی برای یاد گرفتن درست و حسابی مطالب درسی ام، نکرده بودم. سرم به سنگ خورد و شروع کردم دست و پا شکسته درس خوندن، کنار کار و زندگی مشترک. از نتایجش هم راضی ام تقریبا. واقعا خیلی مطلب یاد گرفتم و خیلی خوشحالم از این موضوع. اما دیگه کشش درس و امتحان و تمرین ندارم. همون پایان نامه بسه! چهارشنبه ی این هفته، دیگه برای همیشه خلاص می شم احتمالا
|
ج ۳۰ بهمن ۱۳۸۸
Dropbox
وب ۲ به برنامه های کاربردی گفته می شود که اعمالی مانند به اشتراک گذاشتن اطلاعات، رد و بدل کردن اطلاعات و همکاری در سطح وب را تسهیل می کنند. مانند وبلاگ ها، سایت های اشتراک فیلم، ویکی ها و … [توضیحات کاملتر در ویکی پدیا]
در چند سال اخیر، پدیده های از نوع وب ۲ زیادی را در سطح اینترنت شاهد بوده ایم. فیس بوک و توییتر را می توان دو مورد از محبوب ترین و پرکاربردترین این پدیده ها دانست.
از سال ۲۰۰۷، یک پروژه ی وب ۲ به نام dropbox راه اندازی شده است که کاردبردش دقیقاً مانند SVN است، اما تحت وب عمل می کند. کسانی که کارشان بر روی کامپیوتر باشد و به صورت جمعی بر روی پروژه ای کار می کنند و هر کدام مسئول بخشی از پروژه هستند، بعید است با SVN آشنا نباشند. اما برای آن دسته از کسانی که از کاربرد این موجود چندان اطلاعی ندارند، به طور ساده می توان گفت که SVN، سیستم کنترل نسخه ی فایل هایی است که شما بر روی آن کار می کنید. مثلاً شما و چند نفر دیگر، در شرکتی بر روی پروژه ای کار می کنید. یک فایلی را تغییر می دهید و آن را با استفاده از نرم افزارهای خاص SVN، به سِرور مختص این کار در شرکتتان ارسال می کنید. دیگر افرادی که در آن پروژه کار می کنند، لازم نیست فایلی که شما تغییر داده اید را از روی کامپیوتر شما کپی و به کامپیوتر خودشان منتقل کنند. کافی است که پس از ارسال فایل توسط شما به سِرور، آن فایل را با استفاده از نرم افزار خاص SVN، از روی سِرور مربوطه دریافت کنند. در کل این بدان معنی است که شما فضایی برای به اشتراک گذاری و کار همزمان بر روی یک سری فایل در اختیار خواهید داشت.
dropbox همین فضا را بر روی اینترنت در اختیار شما قرار خواهد داد. اگر در خانه، دانشگاه و محل کارتان، بر روی کامپیوترهای مختلفی کار می کنید و با تغییراتی که هر روز در فایل هایتان بر روی یکی از این کامپیوترها می دهید، مجبور هستید آن فایل ها را بر روی حافظه ی فلش خود کپی کنید و به دیگر کامپیوترها هم منتقل کنید، dropbox به شدت کار شما را راحت خواهد کرد. کافی است در این سایت ثبت نام کنید، برنامه ی آن را دانلود کنید، آن را نصب کنید، مکانی (پوشه ای، فولدری) را بر روی هر کامپیوترتان به عنوان خانه ی dropbox تعیین کنید و فایل هایتان را داخل آن مکان کپی کنید. dropbox در پس زمینه، مشغول کپی کردن فایل های شما به فضایی که بر روی سِرورهایش برای شما در نظر گرفته، می شود. حالا با هر تغییری که در فایل های داخل آن پوشه ها می دهید، با استفاده از dropbox، می توانید آن تغییرات را در کامپیوترهای دیگرتان نیز ببینید و دیگر نیازی به جابجایی فایل هایتان با استفاده از حافظه ی فلَش ندارید.
یک مورد دیگر نیز که با استفاده از dropbox (مانند هر نرم افزار SVN دیگر) به آن دست خواهید یافت، این است که اگر به اشتباه فایلی را از داخل پوشه ی اختصاص یافته به dropbox بر روی کامپیوترتان پاک کنید، آن فایل همچنان بر روی سِرورهای dropbox وجود خواهند داشت و شما چیزی را از دست نداده اید و می توانید آن را بازیابی کنید. البته سایت dropbox برای حساب های کاربری مجانی، حداقل ۲ گیگابایت فضا در اختیار قرار می دهد و تاریخچه ی فایل های شما را تا حداکثر ۳۰ روز نگهداری می کند. اگر بیشتر از این فضا یا تاریخچه ی فایل هایتان را می خواهید، می توانید با پرداخت مبلغی، حساب کاربری ویژه خریداری نمایید. همچنین با دعوت از دوستانتان به استفاده از این سایت، می توانید فضای بیشتری دریافت کنید. ۲۵۰ مگابایت به ازای هر دوستی که با دعوتنامه ی شما عضو سایت شود، تا حداکثر ۳ گیگابایت، یعنی ۱۲ دوست!
با استفاده از لینک های زیر می توانید به دعوت دوستان، عضو سایت dropbox شوید و ۲۵۰ مگابایت هم به دیگران خیر برسانید
لینک دعوت نامه ی من (ظرفیت ۱۰ نفر): https://www.dropbox.com/referrals/NTQ۴MTM۱NDE۵
لینک دعوت نامه ی آزاده (ظرفیت ۱۰ نفر): https://www.dropbox.com/referrals/NTQ۳NTkzMDA۵
لینک دعوت نامه ی وحید (ظرفیت ؟ نفر): https://www.dropbox.com/referrals/NTM۴MDc۲OTc۵
لینک دعوت نامه ی محسن (ظرفیت ؟ نفر): https://www.dropbox.com/referrals/NTQ۴MjU۴NDc۵
لینک دعوت نامه ی سارا (ظرفیت ؟ نفر): https://www.dropbox.com/referrals/NTE۳MTI۵NTU۵
————————————————————————
پانوشت ۱: اولین بار این سایت را وحید به ما معرفی کرد. واقعاً دستت درد نکنه وحید، چون خیلی محتاج بودم به همچین سیستمی!
پانوشت ۲: اگر دوستان دیگه هم مایلند، لینک دعوتشون رو در بخش نظرات بگذارند تا من به انتهای این مطلب اضافه کنم تا اگر ۱۲ نفرم پر شد، لینک دوستان دیگه هم باشه! ضمن اینکه هر کس ۱۲ نفرش پر شد، خبر بده که یه لینک دیگه بذاریم برای دعوت کردن ملت که همه استفاده کنیم از فضا
|
پ ۲۹ بهمن ۱۳۸۸








